گزارشگر رویداد “راهبرد عدالت در کیفیت آموزشی”

گزارشگر رویداد “راهبرد عدالت در کیفیت آموزشی”

خانم طیبه موسوی  معلم  و فعال مدنی در اندیشکده مقابله با فقر و نابرابری آموزشی مشق ما در موضوع “عدالت در محتوی آموزشی” بحث خود را چنین شروع کرد:من 35 ساله معلم مدارس دولتی از خرامه فارس تا خرمشهر و تهران هستم. در دهه اول 74 تا 84  هرساله حداقل یک نفر  پزشکی  و چند نفر پیراپزشکی از کلاسم در  دانشگاه های دولتی  قبول می شدند الان بیش از دو دهه است دیگر نه تنها از کلاسم پزشکی قبول نمیشه بندرت  علوم پا یه دانشگاه دولتی پذیرفته می شوند. سوالی که همواره  ذهنم را مشغول کرده :چرا ؟ آیا من کم کاری می کنم یا دانش آموزانم استعداد کمتری دارند؟ من که هرساله تلاشم را بیشتر و مطالعاتم را بیشتر و از بچه ها هم کار بیشتری خواستم .پس چه اتفاقی افتاده چگونه می توان به دهه 70 برگشت .  و این نتایج جستجوی من است.

-از سال 64 که دیپلم گرفتم تا سال 91 چهار بار نظام آموزشی کشور دستخوش تغییر بنیادی شد. بدنبال آن تغییر در سنوات تحصیلی سه پایه موجب سردرگمی شدید  در اجرای این تغییرات میان معلم و دانش آموزان گردید. ما پس از تغییر نظام به مصیبت بزرگتری دچار شدیم و آن تغییر هرساله کتب درسی بود. سازمان تالیف این رویه را همچنان ادامه می دهد درسال 91 کتاب زیست دهم تجربی نسبت به سال 92 فقط18 صفحه تغییر داشت  و در سال 1402 زیست یازدهم نسبت به 403 بیش از 20 صفحه تغییر داشت. با نظرسنجی که از دبیران زیست شناسی به عمل آمد بنظر آنان این تغییرات برای دانش آموزان متوسطه سنگین و برای افزایش فهم آنان نبوده و صرفا برای پوشش نکات کنکوری می باشد. باید مسئولین بدانند که معلمان توانمند هستند اما از تغییرات مداوم کتب درسی خسته شده اند و توانایی همراهی با این تغییرات را ندارند.سازمان تالیف کتب درسی حداقل تا دهسال هیچ کتاب درسی منتشر نکند. باید کتب کمک درسی سالهای قبل قابل استفاده برای دانش آموزان سال بعد باشد. ارتباط بین نسلی از بین رفته مادر لیسانسه نمی تواند به فرزندش آموزش دهد. 30 درصد در آمد خانوارها صرف کلاسها  خصوصی و کتب کمک آموزشی می شود .سالانه 3 درصد(حدود 10 همت) از بودجه آموزش و پرورش صرف چاپ کتبی می شود که آخرسال پاره می شوند.به بیان دیگر هرسال جنگلی با حدود دو میلیون اصله درخت را قطع  می کنیم تا  کاغذ 160 میلیون کتب درسی تامین کنیم.

-کاهش ساعت تدریس و عدم تناسب آن با حجم و محتوی کتاب:درسال 74 برای تدریس زیست دوم  و سوم تجربی هر کدام 6 ساعت و پیش دانشگاهی 8 ساعت  امروز زیست دهم 3 ساعت و یازدهم و دوازدهم هر کدام 4 ساعت .واین کاهش ساعت بدلیل افزایش کتب غیرتخصصی که هرساله اضافه می شود بدون اینکه برای تدریس آن ساعتی در نظر گرفته شده باشد. مثل هویت اجتماعی-رسانه-محیط زیست-سلامت و بهداشت-از ایرانمان دفاع کنیم-آزمایشگاه علوم تجربی 1 و2-دفاعی……دراکثر مدارس این کتب تدریس نمی شود چون زمانی برای تدریس آنها نیست.

-کاهش ساعت آموزشی در سال تحصیلی: در چین دوره ابتدایی 200 روز و روزی 9 ساعت  آموزش می بینند و در امارات 180 روز و روزی 7ساعت و نیم و در کشور ما بنا بر تقویم آموزشی 150 روز، روزی 4 ساعت  و درواقعیت صدروز روزی چهارساعت آموزش می بینند. در مقطع دبیرستان یکماه دی بطور رسمی برای امتحانات ترم اول تعطیل است که 120 روز مدارس باز است.آیا با این تعداد ساعت آموزشی می توان محتوی سنگین کتب درسی را به خوبی آموزش داد؟ نشان دادند

– نتیجه این برنامه ریزی درسی و محتوی آموزشی سخت را در  آزمونهای جهانی تیمز و پرلز می بینیم که در هر دوره رتبه دانش آموزان ایرانی در سواد خواندن و علوم و ریاضی پایین تر می آید. دو نوبلیست اقتصادی سال 2019( بنرجی و دوفلو در کتاب اقتصاد فقیر) نشان دادند  علیرغم دسترسی به  معلم  و کتاب و مدرسه در اکثر کشورهای در حال توسعه کیفیت آموزشی پایین آمده است. آنان علتاین پدیده را محتوی سخت آموزشی  و کمبود ساعت آموزشی دانستند آنان با انجام روشهای جبرانی از جمله روش بالساخی (معلمان دوست بچه ها)آموزش اضافی در ساعات خارج مدرسه  و آسان کردن محتوی آموزشی مشاهده کردند که عملکرد  و سرعت یادگیری  در دانش آموزان بسرعت افزایش یافت  و نمرات امتحانی  50 درصد بهبود یافت.

– عامل دیگری که موجب افزایش بی عدالتی آموزشی شده رویکرد  نخبه گرایی در نظام آموزشی است. محتوی آموزشی کتب درسی بجای آنکه برای همه گروهها بویژه گروههای کم در آمد طراحی شود برای دانش آموزان نخبه و ثروتمند  نوشته شده است. «سخت بودن محتوا» فقط مشکل فردی نیست، بلکه یک نابرابری ساختاری ایجاد می‌کند: بچه‌های خانواده‌های ثروتمند که معلم خصوصی، کتاب کمک‌درسی و حمایت خانوادگی دارند می‌توانند با محتوای دشوار کنار بیایند، اما کودکان فقیر عملاً کنار گذاشته می‌شوند. بدنبال محتوی سخت آموزشی امتحانات سخت نهایی و کنکور نتیجه تفکر نخبه گرایی است.  میانگین معدل امتحانات نهایی دانش آموزان در هر سه رشته تقریبا ده و در 17 استان زیر ده شده است سیستان و بلوچستان 7 و کهگیلویه و بویر احمد و خوزستان 8 شده است. در آزمون کنکور چنان سوالات سخت طراحی می شود که برای نمونه از 520 هزار داوطلب رشته تجربی بیش از 72 درصد نمی توانند به ده درصد سوالات زیست پاسخ دهند .به بیان دیگر370 هزار دیپلمه تجربی از درس زیست 2 از 20 گرفتند . معلمان و دانش آموزان در مدرسه چکار می کردند همه زیر سوال می روند. نتیجه نظام آموزشی ما این شده که دانش آموز در دوره ابتدایی خواندن و نوشتن هم یاد نمی گیرد در متوسطه اول بی انگیزه می شود و در دهم امیدش را به گرفتن دیچلم ازدست می دهد و ترک تحصیل می کند.افزایش 26 درصدی ترک تحصیل دانش اموزان کلاس دهم ازسال 95تا 403 نشانه این رویکرد است.

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *